حلقه داروین
موجود به موجود کوچکتر زیر پایش نگاه می کرد.با خود فکر کرد"یکی کمتر!"
و آن را له کرد.
خدا به موجود نگاه می کرد.
گفت:"یکی کمتر!"
یک صاعقه آمد و خاکستر به جا ماند.
خدای خدایان نظاره می کرد...
با خود گفت:"یک خدا کمتر!"
و خدا را نابود کرد.
خدای خدایان در دل موجود کوچک زندگی می کرد.
نتیجه:
۱. اگه چیزی برای نوشتن نداری مجبور نیستی بنویسی
۲ .مواظب صاعقه باش.
۳. مواظب خدا باش
۴.کفشت رو تمیز نگه دار
+ نوشته شده در شنبه یازدهم دی 1389ساعت 15:42  توسط عنکبوت دوپا
|


